سال نو آوری

طی ابلاغی از سوی مسئولان منطقه ویژه اقتصادی و انرژی پارس صورت گرفت:

ضرب‌الاجل برای ازدواج اجباری در منطقه ویژه پارس

به کلیه افراد مجرد اعم از زنان و مردان شاغل در این سازمان وقت داده شده است تا ازدواج کنند در غیر اینصورت برای تسویه حساب به پیمانکار معرفی خواهند شد.

مشکلات سهمیه بندی بنزین در جنوب

انسان!!!!!

گر راست گفته اند که شیطان فرشته است

چشم تو این نجیب سراپا فریب را

شیطان سرشته است!!

وان چهره را که مثل کتاب مقدس است

شیطان نوشته است

هر خنده و نگاه تو-آیات این کتاب

مانند آذرخش

گویی ز آسمان

بر من فرود آمده!بی رحم! بی امان!

دانی از زندگی چه می خواهم

من تو باشم...تو...پای تا سر تو

زندگی که هزار باره بود

بار دیگر تو...بار دیگر تو

رنگین کمان نکته ها

کشف فرصت ها رمز اصلی موفقیت مدیران و سازمانها است زیرا با بهره گیری از فرصت‌ها نتایج سودمندی حاصل می‌شود در حالی که با حل مسئله فقط وضعیت به حال عادی بر می‌گردد.       پیتر دراکر
 
 
بهترین روش پیش‌بینی آینده، ساختن آن است.      پیتر دراکر
 
قانون همیشه از نوآوری عقب‌تر است     چارلز هندی
 
جهان و محیط اطرافمان در حال تغییر است و در چنین شرایطی هیچ چیز خطرناک‌تر از دل بستن به کامیابی‌های دیروز نیست        الوین تافلر
 
خلاقیت یعنی یک درصد الهام و ۹۹ درصد عرق ریختن    ادیسون

عدالت

حادثه دوم خردادی متفاوت رخ داد این بار تحولی شگرف به سود تولید کنندگان پودر رخت شویی!!!

عدالتی به تمام معنا!

دیگه هیچ کس توان خریدن پودر رو هم مثل ماست و پنیر و برنج نداره!!!!!

منتظر عدالت در توزیع نان باشید!!

داستان آموزنده

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبه‌ش کرد و تمیز کردن زمین‌ رو به عنوان نمونه کار دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیل‌تون رو بدین تا فرم‌های مربوطه رو واسه‌تون بفرستم تا پر کنین و همین‌طور تاریخی که باید کار رو شروع کنین مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم
رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین . و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمی‌تونه داشته باشه.
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد. نمی‌دونست با تنها 10 دلاری که در جیب‌ش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه‌فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه‌فرنگی‌ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایه‌ش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهمید می‌تونه به این طریق زندگی‌ش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پول‌ش هر روز دو یا سه برابر می‌شد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت
5 سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده‌فروشان امریکاست. شروع کرد تا برای آینده‌ی خانواده‌ش برنامه‌ربزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه‌ی عمر بگیره . به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت‌شون به نتیجه رسید، نماینده‌ی بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم .»
نماینده‌ی بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین. می‌تونین فکر کنین به کجاها می‌رسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟
مرد برای مدتی فکر کرد و گفت: «آره! احتمالاً می‌شدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت

سخن از بزرگان

آنچه را که از عمرت مانده دریاب و امروز و فردا نکن. بسیار کسان پیش از تو سرگرم امروز و فردا شدند و گرفتار اجل گشتند و غفلت زده مردند.     امام علی علیه‌السلام

فردی از روی کنجکاوی با هدف شناخت واکنش دیگران نسبت به مسایل پیرامون، میخی را در چهارچوب درب سازمانی که محل تردد بود کار گذاشت. نفر اول وارد شد و بدون اینکه میخ را ببیند از درب گذشت. نفر دوم که از چهارچوب درب می‌گذشت میخ را دید ولی بی توجه به آن گذشت.
نفر سوم میخ را دید و پیش خود گفت وقتی کارم تمام شد بر می گردم و میخ را از چهارچوب درب بر میدارم تا برای کسی خطر ایجاد نکند. نفر چهارم به محض رویت میخ و شناخت خطر میخ در محل تردد، بلافاصله میخ کشی آورد و میخ را درآرود و سپس به کار خود رسیدگی کرد.
شرح حکایت
هر فردی نسبت به مسایل واکنشی دارد. نفر اول مانند افراد با درجه شناخت پایین و بی توجه به محیط پیرامون خود. نفر دوم شناخت پیدا کرد ولی مسوولیت پذیری نسبت به خطرات آن مساله برای دیگران را نداشت. نفر سوم، دارای شناخت و مسوولیت پذیری بود ولی وقت شناسی نداشت و پی به اهمیت و ضرورت مساله نبرده بود. نفر چهارم فردی با درجه شناخت بالا، مسوولیت پذیر، وقت شناس، درک بالا نسبت اهمیت مسائل و خطرات محیطی و اینکه اهل عمل.

عشق واقعي

عشق واقعي تنهايي را به يگانگي مبدل مي سازد . اگر ديگري را دوست ميداري
، اگر مي خواهي ياريش كني ، كمك كن تا يگانه شود . نه نبايد او را اشباع
كني .تلاش نكن با حضور خود بگونه اي او را كامل كني . ديگري را كمك كن تا
يگانه شود . چنان سيراب از وجود خود كه نيازي به حضورتو نباشد
.

سخنانی از بزرگان

دوستان جديد پيدا کنيد اما دوستان قديمی را هم حفظ کنيد، اينها نقره و
آنها طلا هستند. (پرمودابترا)

کسی‌که حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لياقت آزادی را ندارد. (بنجامين
فرانکلين)

وقتی نهال آزادی ريشه گرفت به سرعت رشد ونمو می‌کند. «جورج واشنگتن»

خداوند آزادی را آفريد و بشر بندگی را. «آندره شينه»

بالاتر از همه چيز اين‌است‌که با خودمان صادق باشيم. «ويليام شکسپير»

پیروزمندان، فاتحان لحظه‌هایند
و شکوه زندگی را در کام فرصت‌ها می‌جویند بسان همه‌ی دیگر آدمیان
آری از شکست می‌هراسند،
اما عنان خویش به وحشت نمی‌سپارند.
فاتحان هرگز به نام نومیدی
پای خویش واپس نمی‌کشند
و چون توسن زندگی به سرکشی لجام بگسلد،
تا که رام نگردد
به قرار ننشینند.
فاتحان مفهوم شگفت انعطاف را خوب می‌دانند
و خوب می‌دانند که پیوسته راهی دیگر هست،
و جانشان همواره آمیخته‌ی این شوق است
به آزمون تمامی راه‌های زندگی

حاضري اين لنگر رو باز كني؟ :::

 

ايستادي توي ساحل و به كف موج هاي دريا نگاه مي كني! قطره هاي بارون
آروم آروم به تنت برخورد مي كنن و سرماي عميقي تا عمق وجودت نفوذ مي
كنه و بدنت مي لرزه مثل وقت هايي كه تنهايي بهت نفوذ مي كنه و حس بدي
ژيدا مي كني. يه نيرويي مي كشدت طرف دريا اما ترس نمي ذاره! براي يه لحظه
دلت مي خواد مثل اون بطري خالي نوشابه باشي كه روي آب غوطه وره و غرق نمي
شه! اما خوب كه نگاش مي كني دلت براش مي سوزه! كافيه يه سنگ ببندي بهش و
براش يه لنگر درست كني! موجهاي خشمگين ميان و خودشونو مي كوبن به ساحل حتي
ماهي هاي كوچيك رو مي بيني كه موج پرتاب شون كرده بيرون و دريا پس شون
نگرفته! اما تو هنوز اون وسطي! نه عقب مي ري نه جلو و نه غرق مي شي!
مدام بدون هيچ نتيجه اي همون جا كه هستي مي موني و تا آخر عمرت بي هدف
بالا و پايين مي ري و آخرشم هيچي! تا حالا فكر كردي خيلي از ماها هم همين
طوري مثل اين بطري خالي تو اين درياي زندگي غوطه ور و بي هدف شب و روز
رو مي گذرونيم و نه مي رسيم و نه دل مي كنيم؟ قصه زندگي چندتامون همينه
و اسمشو گذاشتيم سرنوشت؟



كاش مي شد برسي به ساحل! كاش تو هم مي شدي نامه بر و اميد يه آدم! آدمي
كه دلش مي خواد تو برسي به ساحل! كاش لنگر خواب و نخوت رو باز مي كردي و
خودتو مي سپردي به دست موج هاي عاشقي! هر چند كه ممكنه مثل ماهي هاي
كوچولو، رو سنگ ها جون بدي و يا مثل گوش فيل ها و صدف ها خرد بشي اما
حتي اگر تبديل به شن، احساس بهتري از غوطه ور موندن تا ابد داري! حاضري
اين لنگر رو باز كني؟

گر فکر میکنی به راحتی میتوانی دیگران را گول بزنی

 

به همان راحتی هم خودت

 

 گول خورده ای!

                  

انسان

آیا انسان معجزه نیست !؟

انسان....

این شهریار بزرگ که در آغوش حرم اسرار خویش آرام یافته

است و با عظمت عصیانی خود به راز طبیعت و پناهگاه خدایان خویش پهلو میزند!

   

 

نجات

مردی در کنار رودخانه‌ای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را می‌شنود و متوجه می‌شود که کسی در حال غرق شدن است. فوراً به آب می‌پرد و او را نجات می‌دهد. اما پیش از آن که نفسی تازه کند فریادهای دیگری را می‌شنود و باز به آب می‌پرد و دو نفر دیگر را نجات می‌دهد. اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک می‌خواهند می‌شنود.
 او تمام روز را صرف نجات افرادی می‌کند که در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از این که چند قدمی بالاتر دیوانه‌ای مردم را یکی یکی به رودخانه می‌انداخت.
نظرتان در مورد این داستان کوچک چیست؟
منتظر نظراتتان می مانم.

قانون طلایی مدیریت

دیگران را به روشی مدیریت کنید که دوست دارید شما رو به آن روش مدیریت کنند.

 

دسته کلید پای تیر چراغ برق

در یک شب تاریک مردی در پیاده رو خیابانی پای تیر چراغ برق دنبال چیزی می‌گشت.
رهگذری او را دید و پرسید: دنبال چه می‌گردی؟
مرد گفت: دنبال دسته کلیدم می‌گردم.
رهگذر پرسید: آن را اینجا گم کردی؟
مرد گفت: نه، فکر می‌کنم چند قدمی عقب‌تر، از دستم افتاده باشد.
رهگذر پرسید: پس چرا اینجا دنبال آن می‌گردی؟
مرد گفت: چون اینجا نور بیشتر است.


شرح حکایت
شرکتها و سازمانها اغلب در حوزه دانش و تجربیات خود دنبال راه حل مسائل می‌گردند در حالیکه ممکن است یافتن راه حل به دانش، رویکرد و تفکر متفاوتی نیاز داشته باشد.
بهتر است برای دستیابی به نوآوری، جستجو پای تیر چراغ برق را متوقف کنیم.
برگرفته از: سایت راهکار مدیریت

بازی در این دنیا!!!!

بازی

سه؛دو؛ یک...... شروع!

جانتان را بردارید و با تمام وجود بدوید.

هر کسی زود تر بمیرد

برنده است.

کدام رو سوار می کنید؟

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:
شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید.
___________________________
پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید.
؟!
؟!
منتظر جوابهاتون قبل از این که ادامه مطلب رو بخونید می مانم!!
ادامه نوشته

شتر کنجکاو

بچه شتر: چند تا سوال برام پیش آمده است. میتونم ازت بپرسم مادر؟
شتر مادر: حتماً عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره میکنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمیشود بتوانیم دوام بیاوریم.
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف پای ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتاً برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن این مدل پا را داریم.
بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقتها جلوی دید من را میگیرد.
شتر مادر: پسرم. این مژه‌ های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشمهای ما را در مقابل باد و شنهای بیابان محافظت میکنند.
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شنهای بیابان است...
بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم.....
شتر مادر: بپرس عزیزم..
بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه کار میکنیم؟

مهارتها، علوم، توانائیهاو تجارب فقط زمانی مثمر ثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید.
الان شما در کجا قرار دارید؟
شرح حکایت
توانمندیها ، مهارتها ، تحصیلات ، تجربیات و استعدادهای انسان نقش بسیار مهمی را در پیشرفت و ارتقاء شغلی وزندگی او دارد. به عبارت دیگر موارد ذکر شده پتانسیل لازم جهت حرکت و رشد را فراهم می نماید. لیکن این حرکت نیاز مند بستر و مسیر مناسب نیز می باشد. چنانچه فرد در محل مناسب ، مکان مناسب و زمان مناسب قرار گیرد می توان انتظار داشت که تمامی پتانسیل وجودی وی در جهت رشد و تعالی شغلی ، شخصیتی ، اجتماعی و... بکارگرفته شود. بدیهی است در صورت محقق نشدن شرایط ذکر شده امکان رشد و شکوفائی کامل انسان بسیار کم می گردد. یکی از وظایف بسیار مهم مدیران و رهبران شناسائی استعدادهای کارکنان و فراهم آوردن شرایط رشد و پرورش و بکارگیری آنها در سازمان ودر جهت اهداف سازمان می باشد. انسانها هر یک معدنی از طلا و نقره هستند که می بایستی ابتدا کشف و شناسائی شده و سپس با صرف هزینه به بهترین شکلی به تعالی رسانده شوند و همچون نگینی بدرخشند.
برگرفته از سایت :راهکار  مدیریت

آرزویی واسه شما!!

امید دارم که در این ایام خود را....

 خود را در میان مه جاده های تردید گم نکنید!

رنگین کمان نکته ها

 

امام علی

ننگر که گوینده کیست بنگر که گفتارش چیست.

 

بزرگمهر

تقدیر ارباب مردان ترسوست و برده مردان شجاع.

 

امام علی

از دو چیز به خدا می نالم سادگی و بیهوشی مردم درستکار،

زیرکی و فراست اشخاص متقلب و خاین.

 

افلاطون

عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت میبرد.

 

چرچیل

بزرگترین درس زندگی این است که گاهی احمق ها درست میگویند

اینجا رو خیلی دوست دارم سعی میکنم هر هفته اونجا برم.هر موقع دلم میگیره هر موقع حال و حوصله هیچ کس رو ندارم یه نفر کمکم میکنم تا دوباره بتونم خودم شم و اونم .........

شما میدونید اینجا کجاست!!!؟

بدنبال آنچه دارید باشید ،

نه آنچه دیگران دارند !

چون دیگران بدنبال آن چه

شما دارید هستند!!