بازی در این دنیا!!!!
بازی
سه؛دو؛ یک...... شروع!
جانتان را بردارید و با تمام وجود بدوید.
هر کسی زود تر بمیرد
برنده است.
بازی
سه؛دو؛ یک...... شروع!
جانتان را بردارید و با تمام وجود بدوید.
هر کسی زود تر بمیرد
برنده است.
![]()
امید دارم که در این ایام خود را....
خود را در میان مه جاده های تردید گم نکنید!
![]()
امام علی
ننگر که گوینده کیست بنگر که گفتارش چیست.
بزرگمهر
تقدیر ارباب مردان ترسوست و برده مردان شجاع.
امام علی
از دو چیز به خدا می نالم سادگی و بیهوشی مردم درستکار،
زیرکی و فراست اشخاص متقلب و خاین.
افلاطون
عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت میبرد.
چرچیل
بدنبال آنچه دارید باشید ،
نه آنچه دیگران دارند !
چون دیگران بدنبال آن چه
شما دارید هستند!!
من ها را رها کن.
در خانه وجود تو کسی جز خدا نیست.
من جویای تفوق است.
بنابر این تو را به رقابتی دیوانه وار میکشاند و
بدین سان، زندگی تو را تباه می کند.
هرهر روز از پنجره به کوچه های تنهایی سرک می کشم تا لحظه آمدنت را جشن بگیرم انتظار آمدنت را دوست دارم و زیر شکنجه ی ثانیه ها تاب خواهم آورد تا لحظه وصالت را به آغوش کشم.
رنگین کمان نکته ها
به همه عشق بورز ،به تعداد کمی اعتماد کن، به هیچ کس بدی نکن.
شکسپیر
مقیم دل بازماندگان خویش شدن ، یعنی نمردن.
امس کمپیل
بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چیزی که به آن مینگری.
شاندل
با دیگران بخند نه به دیگران.
سلام عزیزان
تا حرف از عید و تعطیلات اون و بعدشم شروع دوباره مدرسه میشه یاد اون روزای
خوددم می افتم که چه طوری مشق شبا و تکلیف نوروزی رو حل میکردم!!
یاد داستان های قشنگی که تو کتابام میخوندم . فکر کنم شما هم یادتون بیاد مثل:
حسنک کجایی؟ , تصمیم کبری , پطرس و......
بنابر این تصمیم گرفتم خلاصه ای از اونا رو به زبونی دیگه اینجا بنویسم:
گاو ما ما میکردو گوسفند بع بع میکرد.
سگ واق واق میکرد و همه با هم فریاد میزدند:
حسنک کجایی؟!
حسنک مدت زیادی است که به خانه نمی آید .
او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن میکند.
او صبح به جای غذا دادن به حیوانات ژل به سر می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست، چون او به موهای خود گلت میزند.
دیروز که حسنک با کبری چت میکرد ، کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.
کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر ربا او چت نکند،چون او با......
ادامه مطلب رو بخونید .. ضرر نمی کنید!
همه کنار سفره به اصطلاح هفت سین نشسته و.........منتظر
هر کسی با یکی داره حرف میزنه من با دایی،دایی با.....!!!!
و ماهی با تنک آ ب و....
یکی به سکه توی بشقاب نگاه می کنه دیگری به ماهی توی تنک آب؛
یکی هم به سیر و سماق توی سفره
یکی هم انگاری همه فکر و ذهنش پیش رولت و کیک هاست!
آخه کی میخواد سال تحویل بشه!
آره تحویل!؟
سال قدیم رو تحویل بدیم و سال جدیدو تحویل بگیریم.
شما چی تو سال قدیمی کاشتید؟
من که........
من که نمی دونم
شایدم میدونم ولی چون چیزی ندارم نمی تونم بگم.
یه لحظه صبر کنید از بس حرف زدم یادم رفت سال تحویل شد.
سالی نوی نو..
امیدوارم سال ۸۷ مثل سال ۸۶ نشه منظورم اینه که بهتر از سال
86 باشه.
هر کی آرزویی داره؟!
آره منم آرزو میکنم همه به آرزوهای خوبشون برسند من هم به آرزوی خودم.
هنوز 5 دقیقه از سال نگذشته که دیگه چیزی توی سفره نمونده !!
سفره تنهای تنها شده!
اما نه...
یه همدم داره و اونم ماهی توی تنک آبه
که انگاری داره یه چیزایی با خودش یا شایدم به سفره میگه!؟
آخه لباش داره باز و بسته میشه من که چیزی نشنیدم اما فکر
کنم اگه لب خونی کنم این میشه که:
خدا کنه سفره هیچ کسی توی این سال جدید خالی نشه لا اقل
من توی سفره هاشو باشم!!!!!
مرگ و زندگی
مرگ از زندگی پرسید:
چرا همه از من می ترسند و عاشق تو هستند؛ در حالی که
من همیشه هستم و یکسانم اما تو پر از دردی و سر سازگاری
نداری؟
زندگی گفت:
پس مست شد و رفت.
خدا آهو را به خاطر چشم هایت آفرید
گیلاس رابه خاطر لبهایت
و من را به خاطر تو
باد آفرید
تا موهایت را
روی چشمهایت پس بزند
کرمی ابریشم را
به خاطر اندام تو
و شیطان را
تا تو شیطنت کنی
ابر را آفرید
تا خورشید
اندام تو را نسوزاند و لذت را آفرید
تا به تو فکر کنم
اما خدا....
من را به خاطر تو آفرید
رنگین کمان نکته ها
.هدفم از این همه تلاش و کوشش بر صدر نشستن و فرمان راندن نیست.مقصودم
به کف آوردن لقمه نانی بیشتر و در آسایش افزون تر زیستن نیست.
آن چه من می خواهم؛ سر بلندی میهن و بهروزی هم میهنانم است.
2. برای دستیابی به موفقیت باید:سرعت داشت ؛ توانا بود ،تدبیر بکار گرفت و
صرفه جویی کرد.
3. یک مدیر باید دست کم هفقتاد درصد توجه خود را به ویژ گی های مثبت
زیر دستانش معطوف سازد.
4. چشم بستن بر اندیشه های دیگران زیان گرانی در پی دارد.
كوچك زيباست اما ...
دنياي علم مديريت ، مملو از تجربيات بديع سازمانهايي است كه مديران آنها براي نيل به اهداف پويايي و بهره وري به تغييرات ماهوي در ساختار خود مبادرت كرده و با جمع بندي شرايط محيطي به حركتهاي جسورانه اقدام كردند. متأسفانه پارهاي از اين اقدامات اصلاحي قرين موفقيت نبود و تبعات زياد و زيانهاي سنگين به وجود آورد. در اوايل دهه 1960 در عالم مديريت واژه «كوچك، زيباست» مورد توجه ويژه قرار گرفت و سازمانها به تبع آن اقدام به كوچكسازي جهت نيل به مزيت انعطاف در رقابت شدند ولي تجربه اكثر اين حركتهاي كوچكسازي ساختار، در شرايط پر تحول جهاني اين حقيقت را روشن ساخت كه اولاً هر كوچك زيبا نيست و ثانياً كوچك شدن مترادف با تضعيف و يا محدود شدن نيز هست. به همين دليل در يك دهه بعدي پارادايم متضاد آن يعني «هم افزايي» (Synergy) و متعاقباً در دهه بعدي «ادغام» (Merging) مورد توجه قرار گرفت. هر دو تجربه هم افزايي و يا ادغام نيز موجب رضايت خاطر واقع نشد و در نهايت جهان مديريت شق جديد در كسب و كار را مد نظر قرار داد كه وحدت استراتژيك (Strategic Alliance) مينامند. بر مبناي اين فرضيه جديد ، سازمانهايي كه علاقهمند به حفظ و يا توسعه بازار خود هستند، با همتاي مناسب خود در زمينه بازاريابي مشترك، تأمين دادهها و پردازش اطلاعات مشترك، اينترنت و تحقيق و توسعه با حفظ هويتهاي مستقل خود در چارچوب برنامههاي از قبل تعيين شده همكاري و همياري ميكنند و در صورت لزوم نهاد سوم مستقل براي انجام مأموريت مورد توافق مشترك بوجود ميآورندکه برابر مشي از قبل تعيين شده ماموريت خاصي را با استفاده از امکانات دو سازمان ذي نفع با هزينه کم و راندمان بالا به انجام برساند
پاسها از شب گذشته است
میهمانان جای را کرده اند خالی. دیرگاهی است
میزبان در خانهاش تنها نشسته.
در نی آجین جای خود بر ساحل متروک میسوزد اجاق او
اوست مانده. اوست خسته.
مانده زندانی به لبهایش
بس فراوان حرفها، اما
با نوای نای خود در این شب تاریک پیوسته
چون سراغ از هیچ زندانی نمیگیرند.
میزبان در خانهاش تنها نشسته.